ღپدر......ღ
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:08
پدرم تنها کسیست که با دیدنش مطمئن میشوم فرشته ها هم میتوانند مرد باشند...
خیانت!!
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:08
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار خیانتشهمه وجودت له شده ....
سایه ی تنهایی
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:08
احساسش میکنم قدم به قدم لحظه به لحظه نزدیک میشودوچه با احتیاط و آرام پشت سر من گام بر میدارد.دیدمش!!!رسیدخودش است (سایه ی تنهایی)
✭☽.تنهایم.☾✭
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:08
چه کسی گفته که من تنهایم ؟؟؟من ، سکـوت ، خاطرات ، بغض و اشک همیشه با همیم …بگذار تنهایی از حسودی بمیرد !
سایه.!
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:08
بیا قدم بزنیممن با تـــــــــوتو با هر که دلت خواست !فقط بیــــــــــا قدم بزنیماصلا بیا و بگذار سایه ات باشـــــــــــمسایه که آزار ندارد !دارد ؟
اشــکـــــــ ....
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:08
☂ اشکهایم.... ☂ نمی دانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند !می گویند حساسیت فصلی است !آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم . . .
انتظار!
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:08
یادتــــــــ باشد ؛مــــــــــن اینجا،کنار همین رویاهای زودگذر،به انتظار آمدن تـــــــو خط های سفید جاده را می شــــــــمارم … !
بعد ازرفتنت!
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:08
این روزها سنگین و نحس اند ، چه کنم ؟لحظات هم بهانه ات میگیرندرفتی و ردپایت در پس کوچه های♥ قلبم ♥ باقی مانده است.
ღღ خدایا.. ღღ
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:06
خدایاخواستم بگویم تنهایماما نگاه خندانت مرا شرمگین کردچه کسی بهتر از تو!!
خیانت!!
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:06
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار خیانتشهمه وجودت له شده ....
سایه ی تنهایی
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:06
احساسش میکنم قدم به قدم لحظه به لحظه نزدیک میشودوچه با احتیاط و آرام پشت سر من گام بر میدارد.دیدمش!!!رسیدخودش است (سایه ی تنهایی)
✭☽.تنهایم.☾✭
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:06
چه کسی گفته که من تنهایم ؟؟؟من ، سکـوت ، خاطرات ، بغض و اشک همیشه با همیم …بگذار تنهایی از حسودی بمیرد !
سایه.!
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:06
بیا قدم بزنیممن با تـــــــــوتو با هر که دلت خواست !فقط بیــــــــــا قدم بزنیماصلا بیا و بگذار سایه ات باشـــــــــــمسایه که آزار ندارد !دارد ؟
اشــکـــــــ ....
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:06
☂ اشکهایم.... ☂ نمی دانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند !می گویند حساسیت فصلی است !آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم . . .
انتظار!
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:06
یادتــــــــ باشد ؛مــــــــــن اینجا،کنار همین رویاهای زودگذر،به انتظار آمدن تـــــــو خط های سفید جاده را می شــــــــمارم … !
بعد ازرفتنت!
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:06
این روزها سنگین و نحس اند ، چه کنم ؟لحظات هم بهانه ات میگیرندرفتی و ردپایت در پس کوچه های♥ قلبم ♥ باقی مانده است.
چــــــــه ســـاده از کنــــــــارم گــذشتــــــــی !!
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:02
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ... همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم ...! با تویی که از کنارم گذشتی... و حتی یک بار هم نپرسیدی، چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!
بـــــــــــرای...
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:02
برای دل خودم می نویسم ...برای دلتنگی هایمبرای دغدغه های خودمبرای شانه ای که تکیه گاهم نیست !برای دلی که دلتنگم نیست ...برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...برای خودم می نویسم !بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !.!.!.!
خــــــــــــــسته ام...
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:02
خدامیخوام برم یه گوشه بشینمپشت به دنیا کنمپاهایم را بغل کنمبلنـــــد بلنـــــد گریه کنم و بگممن دیگه بازی نمیکنمخستـــه شــدم بس که باختـــم
بیــــــــــــــخیــــــــــــــال...
-
تاریخ: 1392/8/2 ساعت: 11:02
همیشه دقیقا وقتی پر از حرفیوقتـــ ی بغــــض میکـــُنیوقتـــی دآغونــــیوقتی دلت شکستهدقیقــــا همیـــ ن وقـــــتا...انقــــدر حـ ـرف دآری کـــ ه فقــط میتونــی بگـ ـ ی : "بیخیال"....